u200d کجایی نازنین یارم ؟ ببینی حال بیمارم
طبیبان یک به یک گفتن به درد تو گرفتارم
نه درمان میشود دردم نه جانی در بدن دارم
هم آغوش غمم هر شب،چه مهمانیست که من دارم؟
شدم رسوا و سرگردان میان شهر غم دیده
بیا امشب به بالینم که مجنون تو رنجیده
اگر آمد به بالینم آن لیلای سرگردان
بگوییدش همین امشب دل من را برگردان
بگوییدش دلم دیگر به دنیا برنمیگردد
به این باغ ستم دیده قناری بر نمیگرد....
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
در این محاکمه تفهیم اتهامم کن
سپس به بوسۀ کارآمدی تمامم کن
مرا که تیغ زمانه نکرد آرامم
تو با سیاست ابروی خویش رامم کن
به اشتیاق تو، جمعیتی است در دل من
بگیر تنگ در آغوش و قتل عامم کن
شهید نیستم اما، تو کوچۀ خود را
به پاس این همه سرگشتگی به نامم کن
شراب کهنه چرا، خون تازه آوردم
اگر که باب دلت نیستم حرامم کن
لبم به جان نرسید و رسید جان به لبم
تو مرحمت کن و با بوسه ای تمامم کن
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
دیدمت چشم تو جا در چشمهای من گرفت
آتشی یک لحظه آمد در دلم دامن گرفت
آنقَدَر بیاختیار این اتفاق افتاده که
این گناه تازهی من را خدا گردن گرفت
در دلم چیزی فرو میریزد آیا عشق نیست؟
اینکه در اندام من امروز باریدن گرفت
من که هستم؟ او که نامش را نمیدانست و بعد
رفت زیر سایهی یک «مرد» و نام «زن» گرفت
روزهای تیره و تاری که با خود داشتم
با تو اکنون معنی آیندهای روشن گرفت
زندهام تا در تنم هُرمِ نفسهای تو هست
مرگ میداند فقط باید ترا از من گرفت
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی